نقش دین و باورهای دینی در سلامت روانی فرد وجامعه

یکی از آثار و فواید دین شکوفایی تمدن است ، زیرا هرجا که دین حضور پیدا کرد . تمدن جلوه های بیشتری از خود ارائه کرده است ، دین مجموعه ای از عقاید و اخلاق و احکام و مقررات فقهی و حقوقی است که برای راهنمایی انسان ، جهت تحصیل سعادت واقعی در اختیار او قرار گرفته است . دین در مرتبه اول انسان را از توحش حیوانی خارج و او را وارد وادی و حریم انسانی می کند و با پذیرش حیات انسانی و رعایت قوانین الهی و عمل به آن ، که از طریق وحی آسمانی در دسترس او قرار گرفته و کمالات عقلی و اغراض فکری را تامین می کند و به سعادت ابدی بار می یابد و به گفته جوادی آملی در کتاب خود:

در بین ادیان موجود دین اسلام به لحاظ داشتن اصول و مبانی متقن و تاریخ مشخص و روشن ، در آفرینش تمدن ، نقش فوق العاده ای ایفا کرده است و کتابهای مختلفی که در زمینه تمدن اسلامی به نگارش در آمده است برآن گواهی می دهد

آنچه در فواید و نقش دین از دیدگاه کلامی و جامعه شناختی و روانشناسی مطرح شد ، روشن می سازد که از دین می توان انتظار این فواید را داشت زیرا اگر دین این قابلیت را داشته باشد تا کارکرده ها و فواید یاد شده را به همراه داشته باشد نمی توانست این آثار از او بروز کند خصوصاً دینی چون اسلام که جامعه جاهلی زمان خود را متحول ساخته و او را در مسیر علم و عقل و تفکر و رشد قرار داده است .

قرآن در آیات متعددی می فرماید « ویزکیهّم » تربیت انسان ، بیش از جنبه علمی اش ، دارای جنبه های عملی است و انسان در صورتی در کار خود موفق می شود که افزون بر آموزشهای لازم بتواند به گونۀ عملی الگوی کاملی برای تعلیمات خود باشد و با صفات و اخلاق و اعمال خویش تمام مسائل تربیتی را نشان دهد ، این کار مهم در صورتی میسر است که پیامبران از جنس بشر به صورت الگو ها و اسوه هایی برگزیده شوند و صفات و برنامه های یک انسان کامل را در عمل نشان دهند تا افراد جامعه به آنها تأسی کنند و قدم در جای قدمهای آنها نهند و مسیر پر پیچ و خم تکامل را به رهبری آنها بپیمایند . از این رو در قرآن آمده است :« لقد کان لکم فی رسول الله اسوة » برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بوده است اگر دین و آموزه های آن در نظام تعلیم و تربیتی در جایگاه ممتازی قرار بگیرد به مراتب اثرات مطلوبی را در پی خواهد داشت و در رشد و تعالی نیروهای آموزشی و بهره وری آنان در گسترش تعالیم آیین اسلام گامهای موثری طی خواهد شد . چرا که اگر دین در قلوب یک ملت نهادینه شود آن ملت فولاد دین خواهد بود و اگر سنگ بود سنگ ستبر و سخت می بود .

اجرای مراحل دین محوری در جسم وجان افراد

1ـ درک و فهم

        اولین گام در فرایند دین محوری ، فهم کامل مشکل و مساله است زیرا ماهیت مسائل آموزشی به گونه ای است که حل آن ،وظیفه سنگینی را می طلبد و برای این منظور باید جنبه های سطحی مشکلات را کنار گذاشت . به عنوان مثال ، کیفیت برتر در آموزش و پرورش ، معناهای مختلفی دارد . ممکن است نه تنها تدریس بهتر یا تعیین انتظارات برتر از دانش آموزان باشد و راهبردهای برتر نیز باشد.

2ـ بینش

        دومین مرحله در دین محوری که بتوان تاثیر عمیقتری بر نوع نگرش افراد الفاء کرد ، توسعه بینش و برنامه ریزی نمادها است . در مرحله ایجاد بینش بر تعیین اهداف برانگیزاننده و ارایه مقصود وفضای فعالیت ها تاکید میشود.

3ـ ایجاد انتظارها

        مرحله سوم در فراینددین محوری ،تبدیل بینش ها و نمادها به انتظارهای روشن و مشخص است . ایجاد انتظارها برای دست یابی اهداف رفتاری مطلوب و قابل حصول ، به عنوان وسیله ای برای شکل دهی و تقویت دیدگاههای مثبتی است که برای فعالیتهای نوآوری بسیار ضروری هستند.

4ـ قدرت بخشیدن

فعالیتهای دین گرائی در درون ساختارهایی که کنترل شدیدی را اعمال می کنند ، به مرحله اجرا نمی رسند .فعالیت های نوآور به جای این که صرفا اساس اهداف اصلی برنامه ریزی شده باشند ، باید بر انگیزش و تعهد نیز مبتنی باشند ، گسترش فرآیند اختیاردهی ،موجب تعهد و پرکاری کادر آموزشی می شود . معلمان ،مدیران و سایر کارکنان باید برای امتحان کردن ایده های خود ، اختیار عمل داشته باشند . قدرت دهی به نقش های فزاینده برای برنامه ریزی ، به عنوان مربی و تسهیل کننده ،اشاره دارد

5ـ حمایت و پشتیبانی از ایده های نو دین محوری

         از آنجایی که ویژگی و خاصیت نوآوری همیشگی نیست ، بنابراین همیشه خطر با آن همراه است . دشواری و مشکلات نوآوری با ایجاد و پیاده کردن ایده های اساسی شروع و با تبدیل آن ها به اهداف ادامه می یابد.

اگر اختیارهای تفویض شده در موقعیتی به کار برده شوند که بدون اطمینان با خطر همراه باشد ، دشواری نوآوری ، حادتر می شود . بنابراین ایجاد و توسعه سیستم پشتیبانی که برای موقعیت های نوآوری مناسب باشد ،ضروری است .نوآوری زمانی بروز می کند که از قبل برنامه ریزی های لازم برای دفع موانع و مشکلات تحقق آن گیرد . نوآوری نیز همانند خلاقیت با موانع و مسایل بسیاری روبرو است.

از دیگر عواملی که سبب تضیف نوآوری می شود ، نظام دیوان سالاری است . زیرا در نظام دیوان سالاری با تاکید بر قواعد و قوانین سازمانی ، از پذیرش تازه ها به گونه ای جدی پرهیز می شود . کتاب های درسی ثابت ، شیوه های آموزشی یک سویه و نادیده گرفتن دانش آموزان در پرداختن به کارهای تازه نمونه هایی از موانع نوآفرینی در آموزش و پرورش به شمار می آیند.

 

 

 

 

راهکارهای افزایش روحی و روانی افراد در باورهای دینی

1ـ برنامه ریزی برای توجه بیشتر به روش های نو و جدید :مدیران سطوح مختلف آموزش و پرورش برای توسعه دین ودین گرائی باید به خلاقیت و ابتکار کارکنان اهمیت قایل شوند و با تشویق ایده های جدید و نو ، زمینه های گسترش و تعمیق را فراهم نمایند.

2ـ تفویض اختیار به سطوح پایین : برای بهره گیری از توان تفکر افراد دین محور ، برنامه ریزی ، خلاقیت و سازندگی در باورهای دینی ، مدیران باید بسیاری از امور را به سطح پایین تر تفویض نمایند.تا بدین طریق روحیه مشارکتی و متعاقب آن حس دین گرائی در آنان تقویت شود.

3ـ دادن اختیارات بیشتر به گروههای دین پژوه :از آن جا که هر منطقه از نیازها ، شرایط و امکانات خاصی برخوردار است فلذا تفویض امور آموزشی به مناطق ، می تواند ضمن رعایت تناسب ،شرایط بهینه معنوی را فراهم نمایند.

4ـ دادن اختیارات بیشتر به شوراهای  دینی در مدارس : از آن جا که شوراهای مدارس نقش بسزایی در توسعه مشارکت و ارایه ایده و نظرات کارکنان و دانش آموزان در مدارس ، را بر عهده دارند لذا در تقویت توان معنوی دانش آموزان نقش بسزائی دارند.

5ـ اموزش شیوه های جدید و روش های خلاق به مدیران دینی: آشنایی با روش های جدید آموزش کشورهای پیشرفته و نیز تکنیک های خلاقیت موجب توسعه نوآوری در دین میشود

6ـ انتخاب مدیرانی که در زمینه مدیریت آموزشی و تعلیم و تربیت  دینی، آموزش های  معنوی دانشگاهی فعالیت دارند .

 

استراتژیهای مدیریتی موثر در خلاقیت باورهای دینی

          مدیریت خلاقیت ، یکی از مهم ترین اجزا و بخش های مدیریت در سازمان آموزشی است که با استفاده از استراتژی ها ، روش ها و را هکارهای مدیریتی ، نظیر مدیریت کیفیت فراگیر ، نظام مدیریت مشارکتی ، نظام پیشنهادات سازمانی ، برنامه های آموزش خلاقیت و .... خلاقیت و نوآوری منابع انسانی را فعال و شکوفا می نماید. مدیریت کیفیت فراگیر ( جامع ):امروزه به کیفیت به دلایل مختلف از قبیل کاهش روز افزون بودجه ، پایین بودن سطح دانش و مهارت دانش آموختگان و پافشاری مردم دولت ها برای بهسازی گسترده نظام های آموزشی ، از اهمیت خاصی برخوردار گردیده است و موجب شکل گیری نوعی مدیریت که به مدیریت فراگیر شهرت دارد ، شده است

مدیریت کیفیت جامع ، ایجاد سیستمی در مدیریت است که ضامن انجام یافتن کارها به طور صحیح ، مداوم و در همه سطوح یک سازمان است . برای این منظور مدیر موسسه باید به دو پرسش اساسی زیرپاسخ دهد

کارهای صحیحی که باید انجام شود چیست ؟

روش های صحیح انجام یافتن آن ها چیست ؟

نظام مدیریت فراگیر ولو در قالب پرداختن به آموزه های دینی که بر فرآیند دائمی و افزایش کیفیت و ارتقای مستمر ، تاکید می نماید ، به شش اصل اساسی استوار می باشد که عبارتند از :

·       تمرکز بریاد گیرنده

·       تمرکز بر فراگرد ( عملیاتی )

·       پیشگیری به جای بازرسی

·       بسیج کردن مهارت و تخصص نیروی کار

·       تصمیم گیری بر پایه اطلاعات

·       بازخورد

خلاقیّات در آموزه هاي دینی

               فضای اخلاقی و ارزشی یک سازمان به مجموعه ای از ارزش ها ، هنجارها ، باورها واقداماتی اشاره دارد که حاکم براقدامات ، انتخاب ها و تصمیمات سازمان است . از این نظر ، «فرهنگ سازمانی » ارتباط مستقیم و نزدیکی با ارزش ها و اخلاقیات دارد . فرهنگ ، ارزش ها و اخلاقّیات سازمان به قدری پایدار و قوی هستند که با تجدید ساختار و جابجایی افراد کلیدی هم معمولاً دوام می آورند و دستخوش تحوّلات سریع و وسیع نمی شود . به تعبیر دیگر ، جوّ اخلاقی یا فضای سازمان ، زمینه ای است که تصمیم گیری های سازمان در چارچوب  آن انجام می شود. در مجموع به نظر می رسد بتوان مهمترین ارزش های اخلاقی سازمانی را به چهار ارزش زیر محدود کرد :

1.     صداقت : به معنای شفافیت است ، اما نه به معنی فرو ریختن و منتشر کردن همه جزئیات اطلاع

2.     وظیفه شناسی : به معنی وفاداری است ، اما گاهی در نقطه مقابل وفاداری قرار می گیرد ( مثلاً وظیفه شناسی در مقابل قانون ، مشتری یا جامعه حتی اگر ظاهراً خلاف وفاداری به سازمان باشد )

3.     احترام و توجه : حساسیت به تنّوع است ،اما با تاکید بر استاندارد های بالا

4.     انصاف و عدالت : به معنی رفتار مشابه و یکسان با همه است ، اما با قید رفتار متفاوت ( مثلاً تشویق ) در مورد کسانی که عملکردهای شایسته و قابل تقدیر دارند

همانطورکه در مطالب قبلی هم اشاره شد ، از مدیریت منابع انسانی انتظار می رود که خود « قطب نمای » اخلاقیّات سازمان باشد و با بکارگیری سیستم ها منابع انسانی مناسب و آموزش های لازم از ترویج وتعمیق ارزش ها و موازین اخلاقی در سازمان اطمینان حاصل نمایند . از مدیران سازمان ها نیز انتظار می روددر پایبندی به اخلاقیات و رعایت آنها ( توسط خود و کارکنان شان ) در همه ی سطوح و همه ی جوانب شجاعت اخلاقی داشته باشند

شجاعت اخلاقی نقطه ای است که مدیران ،مخاطرات را با تمایل و آمادگی ذهنی لازم برای پذیرش آنها در چارچوب  اصول (ارزش ها ) می پذیرند تا اخلاقیّات قربانی نشوند.

 

 

 

. معناي علوم ديني چيست و در چه حوزه‌هايي امكان حصول دارد.

      « به طور عام، مطلق علم، در هر رشته و با هر تخصيصي، تا زماني كه در مسير اهداف متعالي انساني قرار داشته باشد، امري مقدس و ديني است و توصيه و تاكيد دين به فراگيري و رونق علم، محدود به رشته‌ و نوع خاصي از علم نبوده است. و لكن تحولات دوره رنسانس، موجب پايه‌ريزي علم سكولار شدكه از اصول موضوعه و پارادايم‌ها گرفته تا اهداف، هيچ تعهد و رويكردي به دين و وحي ندارد. از طرفي كاملاً اومانيستي يا انسان محور است و از طرف ديگر، هدفي جز دست‌يابي حداكثري و بلاشرط به دنيا ندارد. در مقابل شاهد علمي هستيم كه هم در پارادايم‌هايش تعهد به دين وجود دارد و هم در اهداف، به عبارتي، وحي را در قلمرو علم به رسميت مي‌شناسد، خدا محور است و نه انسان‌محور و هدف آن دست‌يابي به دنيايي است آباد كه انسان را در مسير كمال حقيقي قرار دهد و دغدغه‌ آخرت در آن يك اصل باشد. البته در اينجا بايد بين اسلام و ساير اديان كاملاً تفاوت قائل شد؛ همچنين ميان اسلام ناب كه از مكتب اهل بيت(ع) به دست مي‌آيد و عقلانيت ويژگي ذاتي و شاخص آن است و اسلام ناخالص و بيمار كه با اسلام اهل بيتي فاصله زيادي دارد. همچنين بايد توجه داشت كه علم ديني باب تجربه‌ورزي را نمي‌بندد و هيچ محدوديتي براي پيشرفت علم در رشته‌هاي مختلف قائل نيست. چرا كه هر ميزان علم پيشرفت كند، انسان يك گام به خدا نزديك‌تر خواهد شد. در اين نگاه، پيشرفت علم در هر درجه و مرتبه‌اي، نه تنها مزاحم دين و ايمان دينداران نخواهد بود، بلكه موجبات ارتقاء آن را نيز فراهم خواهد كرد.

در كنار علم ديني، علم دين نيز قرار دارد كه فلسفه و روش‌شناسي خود را كاملاً با موازين و اقتضائات فهم دين منطبق مي‌كند. البته علم سكولار، پا در كفش علم دين نيز كرده است و مي‌خواهد دين را نيز با روش‌هاي خود مورد مطالعه و ارزيابي قرار دهد. اصولاً فيلسوفان دين، با همين رويكرد به بررسي اصول دين مي‌پردازند كه بحث در اين زمينه ما را از دايره پرسش شما خارج خواهد كرد.

    حال همانطور كه قبلاً اشاره كردم، امروز مانع اصلي براي پيوند حوزه و دانشگاه در همين بحث نهفته است. يعني علم ديني و علم سكولار. در حال حاضر در دانشگاههاي ما كه به سبك غربي تأسيس گرديده، همان علم سكولار، رسماً مبناي آموزش و پژوهش است؛ هر چند نامي از علم سكولار در ميان نيست. تصور مي‌كنم: نقطه عزيمت براي اسلامي‌شدن دانشگاهها كه يكي از مهم‌ترين اهداف فرهنگي انقلاب اسلامي است در همين بحث متمركز است و نه پرداختن به امور ظاهري دانشگاهها و يا ويرايش سطحي برخي كتب آموزشي. ما بايد از تجارب تلخ غرب در اين زمينه درس بگيريم و بدانيم كه توليد علم سكولار سرنوشتي بهتر از وضع كنوني غرب نصيب ما نخواهد كرد و علم لجام‌گسيخته عدم وجودش بهتر از وجودش خواهد بود.

البته اسلامي‌شدن دانشگاهها نيز مستلزم پديدآمدن يك جنبش خودجوش از درون دانشگاهها است و يكي از مهم‌ترين رسالت‌هاي حوزه در اين زمينه، روشنگري در سطح وسيع است و روشنگري نيز زماني موثر خواهد بود كه به توليدات علمي تكيه داشته باشد.»

[ شنبه 6 آذر1389 ] [ 23:26 ] [ باغبان... ] [ ]